Illustration for article titled How My Robot Vacuum Got Me Through the Pandemic

گرافیک: Andrew Liszewski (Gizmodo)

مانند بسیاری از شما ، من بیشتر موارد همه گیر را صرف خرید خیلی گه . گنگ لال . گنگ گنگ که من مثبت بود شاید! خوشبختانه! قفل شدن را که در آن زندگی می کردم به جز جهنم شخصی با پایانی وجود ندارد . نمی توانم بگویم که این خریدهای تکمیل شده متناسب با این قبیل موارد بود ، به جز یکی: بوتو.

“بوتو” نامی است که مغز من در حالی که من روی کاناپه اتاق نشیمنم پراکنده شده بودم ، بیرون رفت و در تلفن هایم به مرور خلاuum ربات پرداخت. بله ، این یک اسم گنگ است. در دفاع از من ، این امر ، مانند تمام خریدهای همه گیر من ، جایی در حدود ساعت 2 بامداد اتفاق می افتد: ساعتی عجیب و غریب که هر دو برای انجام هرگونه فکر واقعی خیلی خسته شده ام ، اما آنقدر خسته نیستم که از خرید لال گنگ فوق الذکر خودداری کنم ، که در آن مرحله شامل یک جفت جوراب گرم ، یک شمع معطر 45 دلاری و یک کیسه XL گوشت گاو تند با طعم jalapeño بود. مثل بقیه چیزها ، من فكر كردم كه بوتو یا سرانجام برگردانده شده (شمع) ، روی حاشیه (تند و تیز) ، یا استعفا داد تا برای همیشه در گنجه من (آن جوراب ها) زندگی كند. بوتو کاملاً مناسب خواهد بود.

بعداً حدود یک ساعت پیمایش با چشم شیشه ای ، من در Dibea D500Pro مستقر شدم: یک لیب روبواچ ارزان قیمت که بسیار کم من بود استانداردها این هتل دارای بررسی های بسیار مناسبی بود ، به اندازه کافی کوچک بود و می توانست اطراف آپارتمان کوچک NYC من را هوس بزند ، و D شکل داشت ، بنابراین می تواند در برابر هر دیوار یا گوشه ای قرار بگیرد. بیشتر شکل دهنده های D که در بازار پیدا کردم – مانند ، مثلاً ، Roomba s9 + – بسیار گران بود ، اما من موفق شدم برای گرفتن 200 دلار Dibea من. مطمئناً ، این برچسب قیمت با زنگ و سوت چیز گرانتری همراه نبود ، اما این یک کار را انجام می دهد: به من کمک کن تا تمیز شوم.

و رک و پوست کنده ، من به همه کمکی که می توانستم بگیرم نیاز داشتم. قفل شدن ماهها در داخل به ناچار درهم و برهمی تولید می کند ، و این شلوغی می تواند لگد بزند دور یک چرخه ذهنی معیوب را ایجاد می کند که شما را بیش از حد افسرده ، بیش از حد تحت فشار قرار داده و کاملاً خسته خسته می کند تا در واقع تمیز کردن را شروع کنید. درعوض ، در آخر انباشت انباشته سطل زباله فقط بزرگتر و بزرگتر می شوند تا زمانی که کاملاً شما را ببلعند – حتی اگر بدانید که کنار گذاشتن بعضی چیزها تا گشودن مغز شما . اگر با افراد دیگری زندگی کنید که به شما کمک می کند از این فضا کمک کنید یک چیز است ، اما تنها هم اتاقی های من دو گربه هستند. بنابراین ما سه نفر فقط تماشا کردیم که آپارتمان من به آرامی از داخل با هم پوسیده می شود.

این قرار بود نقطه نظر دوست جدید robovac من باشد. قرار نبود انبوهی از لباس های شسته شده را روی صندلی اداری من جمع کند یا آن چیز بد بو را در قسمت عقب یخچال بیرون بیندازد ، اما این یک شروع است. بعلاوه ، این ممکن است (شاید!) گربه ها را از التماس برای بازی کردن برای میلیونمین بار باز دارد در حالی که من سعی می کردم کار کنم. بوتو حدود یک هفته بعد رسید و بعد از یک شب نشستن روی پد شارژ آن ، آن را قبل از کار شل کردم. گربه ها بلافاصله وحشت زده شدند ، اما حداقل آنها پیاده روی معمول پای من را انجام نمی دادند / در روال در فریاد می کشیدند. همه چیز در حال جستجوی بالا بود. چند ساعت بعد ، بوتو را باز کردم و یک کارتریج با گرد و غبار ، موی گربه و خرده ریزهای چند ماهه بیرون آوردم. به عبارت دیگر ، ناخالص بود. اما تنها چیزی که واقعاً احساس کردم احساس طاقت فرسای تسکین بود. مطمئناً من کسی نبودم که کف من را جاروبرقی می کرد – و شاید بوتو جایی را از اینجا و آنجا از دست داده باشد – اما در حال جارو کشیدن بود.

بیماری های روانی طعم های مختلف و همه افسردگی را به گونه دیگری سپری می کنند. برای من ، این یک چیز خزنده و کند است که شما حتی تا زیاد شدن آن حتی متوجه آن نمی شوید قادر به عملکرد نیست ؛ شما اجازه می دهید که غذا در یخچال خود پوسیده شود ، و ممکن است فراموش کنید که گاهی هفته ها دوش بگیرید. حتی وقتی دوستان تماسی برقرار می کنند ، شما معمولاً بیش از حد برای پاسخ دادن خسته شده اید ، بنابراین ایمیل ها و پیام ها در هر سیستم عامل نیز شروع به جمع شدن می کنند. در پایین ترین نقطه طی چند ماه گذشته – وقتی پدر من covid-19 گرفت و نگاهش چندان خوب نبود – فقط خوردن یا نوشیدن را فراموش می کردم تا اینکه یکی از گربه ها (ناچار) مرا مجبور کرد وارد آشپزخانه ام کنم.

درست مثل افت آهسته من به آن سوراخ ، هر مزیتی که بوتو به همراه داشت با سرعت و سرعت خود قابل تشخیص نبود. اما آنها اتفاق افتادند. چند هفته بعد ، متوجه شدم که مرتباً صورت صاف خود را در برابر انبوهی از کتابها در گوشه ای که قصد داشتم “بعداً” اهدا کنم ، می دهد ، بنابراین چند کتاب را گرفتم و به کتابخانه محلی بردم. بوتو در اطراف برخی از Mystery Sludge که به طریقی زیر سینک ظرفشویی من نشت کرده بود مانور می داد ، بنابراین من مقداری Clorox را گرفتم و آن را فشار دادم. اینها انواع چیزهای ریز بود که قبلاً احساس غیرممکن بود ، و ناگهان … نه. یا حداقل اینطور نیست. و هنگامی که به آن کارهای ریز رسیدگی شد ، ناگهان کارهای بزرگتر – تاشو آن دسته از لباسهای شسته شده ، و در واقع سطل آشغال را به بیرون منتقل کرد – ناگهان ممکن به نظر می رسید.

طی 9 ماه از زمانی که من برای اولین بار مامان Roomba شدم (Roomom؟) ، همه چیز تغییر کرده است. شهرها بازگشایی ، افراد در حال یادگیری نحوه دوباره در پاتوق باشید ، و گربه های من یاد گرفته اند که جای خالی کردن را نادیده بگیرید تا اینکه هر وقت بوت می کند وحشت زده شوید. بیماری روانی من به جایی نمی رود ، و هنوز هم روزهایی وجود دارد که هر نوع تمیزکاری انجام می دهید حتی اگر بوتو را بوت کنید – مانند یک سوال غیرممکن احساس می شود. اما حداقل من می دانم که وقتی آماده شدم آنجا منتظر من خواهد بود.