An illustration of Padmé Amidala from the cover of Star Wars: Queen’s Hope by E.K. Johnston.

برداشت محصول جلد جنگ ستارگان : Queen’s Hope توسط EK Johnston
تصویر: Disney Books / Lucasfilm

جنگ ستارگان : جنگ های Clone ممکن است روی جدی متمرکز شده باشد اما زمان برای سناتورها به همان اندازه استرس زا بود – به ویژه سناتوری که مخفیانه با یکی از آنهایی که ازدواج کرده بودند ازدواج کرده بود. این وضعیت پدمه آمیدالا در کتاب آینده جنگ ستارگان: امید ملکه توسط EK Johnston. سوم جانستون کتاب Padmé در تاریخ 2 نوامبر در حال آمدن است و io9 مفتخر است که به طور انحصاری جلد نهایی و بخشی از آن را فاش کند.

در امید ملکه ، پیگیری > خطر کوئین و سایه ملکه ، جنگهای کلون هنوز ادامه دارد. آناکین از جنگ خارج شده است و پادم تصمیم می گیرد که یک ماموریت مخفیانه بگیرد تا ببیند جنگ در خط مقدم چگونه است. او از آنچه می یابد شوکه شده است. در همین حال در حالی که Padmé دور است ، Sabe ، کنیزکار وی ، نقش سناتور Amidala را بر عهده می گیرد و خیلی سریع مجبور می شود برخی تصمیمات را به عنوان یک خدمتکار زن در اختیار بگیرد آماده نباشید.

در زیر ، ما اولین نگاه شما را به جلد خیره کننده داریم ، با آثار هنری تارا فیلیپس ، و پس از آن یک گزیده از ابتدای امید ملکه . می توانید پیش خرید کتاب را در اینجا انجام دهید .

Illustration for article titled Get a Look Inside Star Wars: Queen’s Hope, as Padmé Makes a Tough Decision

تصویر: Disney Books / Lucasfilm


برای یکی از موارد بسیار کم Padmé Amidala در زندگی خود نمی دانست چه کاری انجام دهد. او همیشه اسرار را حفظ می کرد ، اما این یکی متفاوت بود. معمولاً دخترانی که با آنها اسرار خود را به اشتراک می گذاشتند نیز به او کمک می کردند تا آنها را حفظ کند. آنها فقط معتمدان او نبودند ، وب رازهایش را به هم نزدیک کرد و این بار او تنها بود.

یک چرخش ضعیف از گوشه اتاق به او یادآوری کرد که این کاملاً درست نیست. موجودات دیگری نیز وجود داشتند که این راز را با او مخفی نگه می داشتند ، هرچند خیلی زیاد نیست. تنها مشکل این بود که در حال حاضر هیچ یک از آنها نمی توانستند به او کمک کنند. حداقل ، او کاملا مطمئن بود. پرسیدن هرگز صدمه ای نخواهد دید.

“من تصور نمی کنم شما از ساخت لباس چیزی می دانید؟” او از واحد کوچک R2 آبی رنگ پرسید. برای. به هر حال پدمه از او تشکر کرد. هیچ دلیلی برای گستاخی وجود نداشت.

او دوباره به فکر پارچه ای در دامان خود بازگشت. لباس کاملا جدید کافی نبود ، اما او انتظار چنین چیزی را نداشت. این پارچه از چند نسل قبل در خانواده او بود و به هر نفر تکه ای از آن داده می شد تا در لباس عروسی خود قرار دهد. حتی خواهرش که ازدواج نکرده بود ، از سهم خود برای تهیه لباس برای دخترانش استفاده کرده بود و نشان می داد که از اضافه شدن اعضای جدید خانواده استقبال می کند.

آن کمی صدمه دیده است ، که این کار را به تنهایی انجام می دهی. آناکین درک نمی کرد ، اما واقعاً نمی توانست از او انتظار داشته باشد. او البته خانواده را درک می کرد و می خواست یک سنت را حفظ کند. لباسی بود که کمی با آن آشنایی داشت. او قدردانی کرد که دلسوزی او باعث شد به او زمان و مکان بدهد تا روی راه حل کار کند. آنها کمی عجله داشتند.

R2-D2 دوباره جیرجیرک کرد و هنگامی که او توجه او را جلب کرد ، او یک تصویر هولوگرافیک بین آنها ارائه داد. این هنر آشنا بود ، یکی از پنجره های کاخ Theed که پس از نبرد نابو جایگزین شده بود. این یکی وقتی او ملکه بود و توسط کنیزک هایی با لباس نارنجی احاطه شده بود او را نشان می داد. پیشنهاد droid روشن بود.

“من نمی توانم ، آرتو” ، Padmé به او گفت. گفتن آن باعث درد تقریباً جسمی او شد. “آنچه ما انجام می دهیم باید یک راز باشد. من نمی توانم آنها را به این امر بیاورم. ” ملکه با لباس سفید در کنار رئیس گانگان رئیس ناس ، که توسط اعضای دربارش محاصره شده بود ، ایستاد. R2-D2 به طور خاص بر روی یک کنیزک بزرگنمایی کرد و با تشویق بوق زد.

“من نمی دانم ، آرتو” ، Padmé گفت. “درخواست کمک و ارائه جزئیات به نظر عادلانه نمی رسد.”

خواننده صدایی ایجاد کرد که به نوعی موفق به تکثیر شانه خالی شد ، و تصویر ناپدید شد.

Padmé پیشنهاد خود را در نظر گرفت. او این بار به عنوان ملکه یا سناتور درخواست کمک نمی کرد. این طبیعی و آسان بوده است. او به عنوان Padmé درخواست کمک می کرد ، و به نوعی همه چیز را کثیف و پیچیده می کرد. او فکر می کرد می داند مرزها کجاست ، اما بندرت آنها را آزمایش می کرد. او در درخواست از دختران برای کمک به عنوان یک دوست خیلی خوب نبود. آنها زمان زیادی را در محل کار خود سپری کرده بودند.

اما آنها دوست بودند. آنچه او با کنیزهای خود ، فعلی و سابقش مشترک بود ، دوستی بسیار عمیق بود که شامل قسمتهای زیادی از قلب او بود. او برای Cordé و Versé عزاداری کرد ، حتی در حالی که از موفقیتهایی که دیگران فراتر از حوزه نفوذ خود یافته بودند خوشحال می شد. مطمئناً او ، پدمه ، می توانست این را بخواهد.

تصمیمی که گرفته شد ، او پارچه را جمع کرد تا روی آن نیفتد ، ایستاد و راه خود را باز کرد به کنسول ارتباطی بروید.


بقیه موارد را هنگام جنگ ستارگان: امید ملکه بخوانید در تاریخ 2 نوامبر به قفسه ها برخورد می کند.

گزیده ای از EK جنگ ستارگان: امید ملکه جانستون با اجازه دوباره چاپ شد. Copyright Disney Books / Lucasfilm.


آیا می خواهید خوراک RSS ما به کجا برسد؟ می توانید انتخاب جدید یکی را اینجا .